خرید بک لینک

من یک دکتری اخترفیزیک هستم که عمدتا بر روی مدلهای گرانش تعمیم یافته برای حل معمای ماده گمشده کار می کنم. در کنار فیزیک، علاقه مند به نوشتن، شعر پارسی، موسیقی کلاسیک و فلسفه غرب هستم و در صورتی که هیاهوی زندگی بهم مجال بده سه تار هم تمرین می کنم.

برچسب: نویسنده: فاطمه جعفری تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 13:02

چرا نه در پی عزم دیار خود باشمچرا نه خاک سر کوی یار خود باشمغم غریبی و غربت چو بر نمیتابمبه شهر خود روم و شهریار خود باشمز محرمان سراپرده وصال شومز بندگان خداوندگار خود باشمچو کار عمر نه پیداست باری آن اولیکه روز واقعه پیش نگار خود باشمز دست بخت گران خواب و کار بیسامانگرم بود گلهای رازدار خود باشمهمیشه پیشه من عاشقی و رندی بوددگر بکوشم و مشغول کار خود باشمبود که لطف ازل رهنمون شود حافظوگرنه تا به ابد شرمسار خود باشم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه جعفری تاريخ: چهارشنبه 8 تير 1401 ساعت: 6:50

از عمر جهان ۱۴ میلیارد سال گذشت، یک تقارن دیگر از طبیعت سبب شد

تا امشب شما به بزم مختصر وحدت دو فیزیک پیشه به صرف شربت (اگر دوست داشتید چای هم داریم)، شیرینی و موسیقی دعوت باشید. 

کارت عروسی من و شیما که هرگز چاپ نشد>>

برچسب: نویسنده: فاطمه جعفری تاريخ: چهارشنبه 8 تير 1401 ساعت: 6:50

چه خوب یادم هست
عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد:
وسیع باش، و تنها، و سر به زیر، و سخت.
من از مصاحبت آفتاب میآیم،
کجاست سایه؟

برچسب: نویسنده: فاطمه جعفری تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1399 ساعت: 20:16

هرگز نخواستم که تو رو با کسی قسمت بکنمیا از تو حتی با خودم یه لحظه صحبت بکنمهرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنمبگم فقط مال منی به تو جسارت بکنمانقدر ظریفی که با یک نگاه هرزه میشکنیاما تو خلوت خودم تادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه جعفری تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1399 ساعت: 20:16

پا بر صراط عشق نهادند بی رهان
زاهد هنوز در کشش حرف ضال بود

برچسب: نویسنده: فاطمه جعفری تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1399 ساعت: 20:16

دوجین کار سرم ریخته....
اول باید خورشید را به آسمان سوزن کنم
و بعد منت ماه را بکشم تا به شب برگردد ،
سپس بادها را هل بدهم تا دوباره وزیدن بگیرند ...
و آنقدر با گل ها حرف بزنم تا به یاد آورند روزی زیبا بوده اند...
بعد از تو
این دنیا
یک دنیا
کار دارد
تا دوباره دنیا شود...

برچسب: نویسنده: فاطمه جعفری تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1399 ساعت: 20:16

هر انسان به تعداد ضربه هایی که خورده

تنهایی شو محکمتر بغل کرده

برچسب: نویسنده: فاطمه جعفری تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1399 ساعت: 20:16

آینهمیبینم صورتمو تو آینه،با لبی خسته میپرسم از خودم :این غریبه کیه ؟ از من چی میخواد ؟اون به من یا من به اون خیره شدم ؟باورم نمیشه هر چی می بینم ،چشامو یه لحظه رو هم می ذارم ،به خودم میگم که این ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه جعفری تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1399 ساعت: 20:16

ابرى هستم
بىتابِ باريدنِ بوسه
بر كفِ دستهاى فرشتهى مغموم
و برگِ آخر شناسنامهام
در باد
منتظر ترانهاى جاودانه است

برچسب: نویسنده: فاطمه جعفری تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1399 ساعت: 20:16

زندگی من قهرمانانه است و با معیارهای نافرهیختگان، دکّان داران یا انسان های عادی سنجیده نمیشود...بنابراین نباید افسرده شوم وقتی ملاحظه میکنم که چطور فاقد چیزهایی هستم که بخشی از جریان عادی زندگی افراد است. بنابراین نباید شگفت زده شوم اگر زندگی شخصیِ من، نابسامان و بدون برنامه به نظر آید.

برچسب: نویسنده: فاطمه جعفری تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1399 ساعت: 20:16

خسته شدم بس که دلم
دنبال یک بهونه گشت
بس که ترانه خوندمو
برگ زمونه برنگشت
بازم کلاغ قصه ها
رفت و به خونش نرسید
یکه سوار عاشقو
هیشکی تو آینه ها ندید

برچسب: نویسنده: فاطمه جعفری تاريخ: چهارشنبه 30 بهمن 1398 ساعت: 14:46

امیدوارم مرهم زمان بتونه روی رابطه ای که عمرش سالهاست تموم شده غبار مرگ بپاشه!


گریه را به مستی بهانه کردم
شکوِهها ز دست زمانه کردم
آستین چـو از دیده برگرفتم
سیل خون به دامان روانه کردم

"عارف قزوینی"

برچسب: نویسنده: فاطمه جعفری تاريخ: چهارشنبه 30 بهمن 1398 ساعت: 14:46

یاد روزهای خوشی که جوان تر بودم بخیرسال 85 سال اول لیسانس بودم و حدود ۵ هزار تومن مازاد خرج و مخارج ماهیانه برام می موند اگر می تونستم ۲۰ هزار تومن پول جمع کنم قرار بود برای شیما یه شال سبز لجنی بخرم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه جعفری تاريخ: چهارشنبه 30 بهمن 1398 ساعت: 14:46

نمی دونم بعد از مرگم چه اتفاقی می افته با فرض اینکه قیامتی در کار باشه

اگه فرشته الهی ازم بپرسه: جوانی رو در چه راهی صرف کردی؟

فقط می گم: دقیقا کدوم جوونی؟

برچسب: نویسنده: فاطمه جعفری تاريخ: چهارشنبه 30 بهمن 1398 ساعت: 14:46

صفحه بندی