- تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 13:02
من یک دکتری اخترفیزیک هستم که عمدتا بر روی مدلهای گرانش تعمیم یافته برای حل معمای ماده گمشده کار می کنم. در کنار فیزیک، علاقه مند به نوشتن، شعر پارسی، موسیقی کلاسیک و فلسفه غرب هستم و در صورتی که هیاهوی زندگی بهم مجال بده سه تار هم تمرین می کنم. Adblock test (Why?)
تفعلم به حضرت عشق - تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 6:50
چرا نه در پی عزم دیار خود باشمچرا نه خاک سر کوی یار خود باشمغم غریبی و غربت چو بر نمیتابمبه شهر خود روم و شهریار خود باشمز محرمان سراپرده وصال شومز بندگان خداوندگار خود باشمچو کار عمر نه پیداست باری آن اولیکه روز واقعه پیش نگار خود باشمز دست بخت گران خواب و کار بیسامانگرم بود گلهای رازدار خود باشمهم...
نوشتن بهترین راهه از یاد بردنه - تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 6:50
از عمر جهان ۱۴ میلیارد سال گذشت، یک تقارن دیگر از طبیعت سبب شدتا امشب شما به بزم مختصر وحدت دو فیزیک پیشه به صرف شربت (اگر دوست داشتید چای هم داریم)، شیرینی و موسیقی دعوت باشید. کارت عروسی من و شیما که هرگز چاپ نشد>> Adblock test (Why?)
از سهراب سپهری - تاریخ: 1399/1/13 ساعت: 20:16
چه خوب یادم هستعبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد:وسیع باش، و تنها، و سر به زیر، و سخت.من از مصاحبت آفتاب میآیم،کجاست سایه؟
کمند از هم نسل های من که با این ترانه سیاوش بی خاطره باشند - تاریخ: 1399/1/13 ساعت: 20:16
هرگز نخواستم که تو رو با کسی قسمت بکنمیا از تو حتی با خودم یه لحظه صحبت بکنمهرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنمبگم فقط مال منی به تو جسارت بکنمانقدر ظریفی که با یک نگاه هرزه میشکنیاما تو خلوت خودم ت
از ارفع کرمانی - تاریخ: 1399/1/13 ساعت: 20:16
پا بر صراط عشق نهادند بی رهانزاهد هنوز در کشش حرف ضال بود
از ایلهان برک - تاریخ: 1399/1/13 ساعت: 20:16
دوجین کار سرم ریخته....اول باید خورشید را به آسمان سوزن کنمو بعد منت ماه را بکشم تا به شب برگردد ،سپس بادها را هل بدهم تا دوباره وزیدن بگیرند ...و آنقدر با گل ها حرف بزنم تا به یاد آورند روزی زیبا بوده اند...بعد از تواین دنیایک دنیاکار داردتا دوباره دنیا شود...
از البر کامو - تاریخ: 1399/1/13 ساعت: 20:16
هر انسان به تعداد ضربه هایی که خوردهتنهایی شو محکمتر بغل کرده
گوش دادن به این ترانه از اردلان سرفراز با صدای فرهاد تو غروب یه روزقرنطینه شد یه انرژی دوباره - تاریخ: 1399/1/13 ساعت: 20:16
آینهمیبینم صورتمو تو آینه،با لبی خسته میپرسم از خودم :این غریبه کیه ؟ از من چی میخواد ؟اون به من یا من به اون خیره شدم ؟باورم نمیشه هر چی می بینم ،چشامو یه لحظه رو هم می ذارم ،به خودم میگم که این
از سید حسن حسینی - تاریخ: 1399/1/13 ساعت: 20:16
ابرى هستمبىتابِ باريدنِ بوسهبر كفِ دستهاى فرشتهى مغمومو برگِ آخر شناسنامهامدر بادمنتظر ترانهاى جاودانه است
از آرتور شوپنهاور - تاریخ: 1399/1/13 ساعت: 20:16
زندگی من قهرمانانه است و با معیارهای نافرهیختگان، دکّان داران یا انسان های عادی سنجیده نمیشود...بنابراین نباید افسرده شوم وقتی ملاحظه میکنم که چطور فاقد چیزهایی هستم که بخشی از جریان عادی زندگی افراد است. بنابراین نباید شگفت زده شوم اگر زندگی شخصیِ من، نابسامان و بدون برنامه به نظر آید.
برگی از ترانه سلطان صدا سیاوش - تاریخ: 1398/11/30 ساعت: 14:46
خسته شدم بس که دلمدنبال یک بهونه گشتبس که ترانه خوندموبرگ زمونه برنگشتبازم کلاغ قصه هارفت و به خونش نرسیدیکه سوار عاشقوهیشکی تو آینه ها ندید
مزه عشق اول - تاریخ: 1398/11/30 ساعت: 14:46
امیدوارم مرهم زمان بتونه روی رابطه ای که عمرش سالهاست تموم شده غبار مرگ بپاشه!گریه را به مستی بهانه کردمشکوِهها ز دست زمانه کردمآستین چـو از دیده برگرفتمسیل خون به دامان روانه کردم"عارف قزوینی"
یاد ایام - تاریخ: 1398/11/30 ساعت: 14:46
یاد روزهای خوشی که جوان تر بودم بخیرسال 85 سال اول لیسانس بودم و حدود ۵ هزار تومن مازاد خرج و مخارج ماهیانه برام می موند اگر می تونستم ۲۰ هزار تومن پول جمع کنم قرار بود برای شیما یه شال سبز لجنی بخرم
مناظره من وعزراییل - تاریخ: 1398/11/30 ساعت: 14:46
نمی دونم بعد از مرگم چه اتفاقی می افته با فرض اینکه قیامتی در کار باشهاگه فرشته الهی ازم بپرسه: جوانی رو در چه راهی صرف کردی؟فقط می گم: دقیقا کدوم جوونی؟
باخت به زندگی - تاریخ: 1398/11/30 ساعت: 14:46
اگر توی 10 سالگی نمی دونستی برای چی زندگی می کنی اصلا مهم نیست بزرگ تر میشی می فهمیاگر توی 20 سالگی هنوز نمی دونستی برای چی داری زندگی می کنی زیاد مهم نیست بزرگ تر میشی می فهمیولی اگر تا 30 سالگی هنوز نمی دونستی برای چی زندگی می کنی زندگیت رو باختی!
از راسل - تاریخ: 1398/11/30 ساعت: 14:46
با خیلی از زنها میشه خوابیدولی با تعداد کمی می تونی بیدار باشیبا کسی ازدواج کن که باهاش حرفی برای گفتن داشته باشی
از علایم پیری - تاریخ: 1398/11/30 ساعت: 14:46
توی این ده سال بزرگ ترین تغییر من فقط تغییر توی یه کلمه بودبه جایفرار از تنهاییشدمفرار به تنهایی
صدای شیرین سکوت - تاریخ: 1398/11/30 ساعت: 14:46
لزومی نیست فریاد بزنیکسی که تو را می فهمدسکوتت را بهتر می شنود
مراقب سیاوش باشید! - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:04
قوَّتی داد به فرهاد و به مجنون ضعفیهرکه را عشق ز راهی بهسر دار بَرَد یه آهنگ از سیاوش بعد از این همه سال دوباره منو یاد تو انداخت.یادت هست من از این که هستی بعد از سالها حالم خوب بودولی تو مدام پی یه علت ریاضی برای اون حال خوب بودیکاش تو هم باور می کردی عشق یعنی حالت خوب باشهبه "ش. وزوایی"